دانلود آهنگ جدید

حکایت-عبید زاکانی(اندر احوالات حسادت)

124

حکایت-عبید زاکانی(اندر احوالات حسادت)

حکایت-عبید زاکانی(اندر احوالات حسادت): خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم:عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏ اند؟

گفت:

می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.خواستم بپرسم: اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند…؟

نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی پایش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!!

بله،حسادت عادت زشتی است که ما ایرانی ها کمابیش به آن گرفتار هستیم و اینجاست که باید گفت: و من شر حاسد اذا حسد

حکایت-عبید زاکانی(اندر احوالات حسادت)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.