دانلود آهنگ جدید

مرد هندی و کوزه ترک خورده

داستان کوتاه

23

مرد هندی و کوزه ترک خوردهمرد هندی و کوزه ترک خورده

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست و چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد.

هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است. کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند. کوزه پیر به مرد گفت از تو معذرت می خواهم، تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای، فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظر تو هستند فرو نشانده ای.

مرد خندید و گفت موقع برگشت با دقت به مسیر نگاه کن. در راه بازگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده و سمت خودش گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است. من همیشه میدانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم.

این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی. از این داستان میتوانیم دو نتیجه بگیریم: اول اینکه تهدیدها و نقص ها  را به فرصت تبدیل کنیم و دوم اینکه آنچه عیب به نظر میرسد ممکن است حسن باشد و ما هرگز متوجه آن نشده باشیم.

مرد هندی و کوزه ترک خورده

نودهشتیها

لینک کوتاه این مطلب: https://goo.gl/g43G2b

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.