دانلود کتاب و رمان،رمان عاشقانه،رمان ایرانی،رمان خارجی

ضرب المثل های معروف ایرانی با معنی

161

 

ضرب المثل های معروف ایرانی

ضرب‌المثل گونه ای از بیان است که معمولاً داستان و تاریخی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ بااین‌حال، در سخنان روزمره مردم ما به‌کار می‌روند. شکل صحیح این واژه “مثل” است و ضرب در ابتدای آن اضافه شده است که به عبارت دیگر”ضرب‌المثل” به معنای مَثَل زدن (داستان زدن) است که البته مثل واژه ای عربی است و فارسی آن متل است.در این بخش مجله اینترنتی نودوهشتیها حدود ۴۰۰ ضرب المثل کوتاه و رسا را با معنی و طبق حروف الفبا برای شما عزیزان تهیه کرذه است امیدواریم خوشتون بیاد.

ضرب المثل با حرف الف

۱- آب در هاون کوبیدن : کاربیهوده انجام دادن .

۲- آش کشک خاله ات رو بخوری پاته نخوری پاته : این کار را باید انجام دهی چه دلت بخواد چه دلت نخواد.

۳- آش دهانسوزی نیست : بسیار مطلوب و محبوب نیست.

۴- آتیش بیار معرکه: بهم زنی می کند .

۵- آتیش زده به مالش : هر چی داشته بخشیده .

۶- آب از دستش نمی چکد : خیرش به کسی نمی رسد .

۷- آفتاب عمرش لب بومه : چیزی بمرگش نمانده .

۸- آسمون همه جاش یه رنگه: هر جا که باشی وضع همینه .

۹- از این ستون به آن ستون فرجی است : گذشت زمان ممکن است برای حل مشکل تو مؤثر واقع شود.

۱۰- آب ازآهن جدا کردن: کار د شواری را انجام دادن .

۱۱- آب ازدریا بخشیدن : از مال دیگران بخشیدن و منت نهادن

۱۲- آب برو ، نان برو تو هم به دنبالش برو: جمله ی توهین آمیزی است.

۱۳- اسب تازی گر ضعیف بود همچنان از طویله ی خربه انتقاد از بی اهمیت ها

۱۴- آن راکه حساب پاک است ا ز محاسبه چه باک است :کسی که کارش در ست است از حساب و کتاب ترسی ندارد.

۱۵- اندازه نگهدار کلواوشر بواو لا تسرفوا : پرخوری .

۱۶- ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز را دریابی : استفاده از اندک فرصت مانده

۱۷- آنروز که آواز بود فکر زمستانت هم بود: به فکر آینده نبودن

۱۸- آب دریا به دهن سگ نجس نمی شود : پشت دیگران ازکسی بدگویی کردن.

۱۹- ادب از که آموختی از بی ادبان : بادیدن رفتار بی ادبان آن کارها را انجام ندادن.

ضرب المثل با حرف ب

۲- بزک نمیر بهارمیاد .خربزه با خیار می یاد: به کسی و عده های دورو رازدادن.

۳- بادمجان بم آفت نداره: مقاومت داشتن در برابر سختی ها

۴- با یک گل بهار نمیشه: با یک شخص درستکار دنیا درست نمی شود.

۵- با یه من عسل هم نمی شود خوردش: بد اخلاق بودن

۶- به دعای گربه ی سیاه ، بارون نمی باره: خشم خدا نسبت به افراد بدکار

۷- برای لای جزر دیوار خوبه: خیلی بی مصرف است.

۸- با یک تیر و دو نشون زدن: با انجام یک کار به چند نتیجه عالی رسیدن

۹- باد آورده را باد می برد: هر چیزی که آسان بدست می آید آسان هم از دست می رود.

۱۰- به در گفت دیوار بشنوه: غیر مستقیم حرف زدن

۱۱- به نطق آدمی بهتر است از دواب ، دواب از تو به گر نگویی صواب : استفاده از سخنان خوب در حرف زدن

۱۲- با هر دست که دادی پس می گیری. پاداش حتمی در مقابل هر خوبی

۱۳- بزرگی به عقل است نه به سال.در تقابل بین کارها وسخنان خردمندانه ی خردسال با سخنان وکارهای نابخردانه ی بزرگسال گفته می شود

۱۴- برای همه مادر است برای من زن بابا: با همه مهربان است با من نا مهربان است.

۱۵- با ماه نشینی ، ماه شوی ، با دیگ نشینی سیاه شوی: در تأثیر همنشینی گویند ،‌یعنی در اثر همنشینی با بدان ،‌بد می شوی و با نیکان نیک.

۱۶- با پولها کباب بی پول ها دود کباب: شخص ثروتمند از مواهب زندگی استفاده می کند و بینوا می بیند و حسرت می کشد.

۱۷-با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت !

۱۸-با این ریش میخواهی بری تجریش ؟

۱۹-با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه !

۲۰- با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !

۲۱- باد آورده را باد میبرد !

۲۲- با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !

۲۳- بارون آمد، ترکها بهم رفت !

۲۴- بار کج به منزل نمیرسد !

۲۵-با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو !

۲۶- بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره !

۲۷- بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !

۲۸- با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره !

۲۹- با کدخدا بساز، ده را بچاپ !

۳۰- با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه !

۳۱- بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !

۳۲- بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !

۳۳- با مردم زمانه سلامی و والسلام .

۳۴-تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !

۳۵- با نردبان به آسمون نمیشه رفت !

۳۶-با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟

۳۷- باید گذاشت در کوزه آبش را خورد !

۳۸- با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت !

۳۹- با یک گل بهار نمیشه !

۴۰- به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !

۴۱- به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !

۴۲- بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد !

۴۳- بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !

۴۴- بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !

۴۵- بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه !

۴۶- بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد — یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید !

۴۷- به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش !

۴۸- بدعای گربه کوره بارون نمیاد !

۴۹- بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه !

۵۰- برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند !

۵۱- برادر پشت ، برادر زاده هم پشت

۵۲- خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش!

۵۳- برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار !

۵۴- برای کسی بمیر که برات تب کنه !

۵۵- برای همه مادره، برای ما زن بابا !

۵۶- برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند !

۵۷- برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !

۵۸-بر عکس نهند نام زنگی کافور !

۵۹- به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم !

۶۰- بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !

۶۱- بز گر از سر چشمه آب میخوره !

۶۲- به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !

۶۳- بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده !

۶۴- بعد از هفت کره، ادعای بکارت !

۶۵- بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !

۶۶- به کیشی آمدند به فیشی رفتند !

۶۷- به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش !

۶۸- به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !

۶۹- به کک بنده که رقاص خداست !

۷۰- بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !

۷۱- بگیر و ببند بده دست پهلوون !

۷۲- بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سره ، یکیش بلبل !

۷۳- بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده !

۷۴- بماه میگه تو در نیا من در میام !

۷۵- بمرغشان کیش نمیشه گفت !

۷۶- بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !

۷۷- بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !

۷۸- بهر کجا که روی آسمان همین رنگه !

۷۹- به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !

۸۰- به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !

۸۱- بمیر و بدم !

۸۲- به گاو و گوسفند کسی کاری نداره !

۸۳ بیله دیگ، بیله چغندر !

ضرب المثل با حرف پ

۱- پشت چشم نازک کردن: ناز آوردن

۲- پشت دست داغ کردن: تصمیم گرفتن برای انجام ندادن کاری.

۳- پا به دریا بگذاره دریا خشک می شود: بد شانس است.

۴- پرسیدن عیب نیست ،‌ ندانستن عیب است: در مذمت نادانی

۵- پنجه با شیر انداختن و مشت با شمشیر زدن کار خردمندان نیست: کار خطرناک کردن کار انسانهای عاقل نیست.

۶- پول که زیاد شد خانه تنگ می شود و زن زشت: ثروت زیاد ، انسان را به سرگرمی های ناپسند وا می دارد.

۷- پی تقدیر رفتن از کوری است. در نکوهش سستی وتنبلی ویا استفاده نکردن از عقل وفکر خود

۸- پشم در کلاه نداشتن. بی مایه بودن

۹- پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است تربیت نا اهل را چون گردوگان بر گنبد است

۱۰- پرده هفت رنگ مگذار تو که در خانه بوریا داری: قناعت.

۱۱- پولش از پار و بالا می ره: ثروت زیادی دارد.

۱۲- پشت دست را داغ کردن: تصمیم به انجام ندادن کاری گرفتن.

۱۳- پایان شب سیه سپید است: مثل از پی هر گریه آخر خنده ای است.

۱۴- پول علف خرس است: دارایی و مال را به هر کس که بخواهد نباید داد.

۱۵- پیاده شو با هم راه بریم: در مورد کسی که خیلی مغرور و متکبر شده است.

ضرب المثل با حرف ت

۱- توبه گرگ مرگ است: کسی که دست از عادتش بر نداره.

۲- تا تریاق از عراق آرند مار گزیده مرده باشد: به تاخیر انداختن کاری که اهمیت فوری و بسیار دارد.

۳- تا تنور گرم است نان را بچسبان: کاملاً از فرصت استفاده کردن.

۴- تعارف اومد نیامد دارد: به کسی که تعارف می کنی ممکن قبول کنه ممکن نکنه.

۵- تیرش به سنگ می خوره: به هدفش نمی رسه.

۶- تیر توی تاریکی انداختن: با چشم بسته کاری رو انجام دادن.

۷- تافته جدا بافته بودن: خود را غیر از بقیه دانستن.

۸- تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد

۹- تیشه به ریشه زدن:‌ با پای خود به گور رفتن.

۱۰- توی هفت آسمون یک ستاره نداشتن: بد شانسی آوردن.

۱۱- تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست: باز خواست آخرت.

۱۲- ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی که این ره که تو می روی به ترکستان است

۱۳- تا مردم سخن نگفته باشد عیب و هزش نهفته باشد

۱۴- توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت: کسی که قانع است قدرتمند است.

ضرب المثل با حرف ج

۱- جوجه را آخر پائیز می شمرند: نتیجه کار آخر معلوم می شود.

۲- جواب ابلهان خاموشیست: جواب نادانها را نباید داد.

۳- جانماز آب کشیدن: در ظاهر خود را خوب نشان دادن.

۴- جنگل مولاست: جماعتی نامناسب در جایی جمع شده اند.

۵- جواب دندان شکن: یعنی با منطق و حساب پاسخ دادن.

۶- جایی نمی خوابه که آب زیرش بره: برای افراد زیرک گفته می شود.

۷- جایی رفت که عرب نی انداخت: کنایه از این است که بازگشتی ندارد.

۸- جنگ دو سردارد: یعنی پایان جنگ گاهی پیروزیست و گاهی شکست است.

۹- جاتره بچه نیست: چیزی وجود ندارد.

۱۰- جان کسی را به لب آوردن: زیادی منتظر شدن.

۱۱- جای که نمک خوردی نکمدان مشکن : در نکوهش خیانت به افرادی که در حق آدم خوبی کرده اند.

۱۲- جهان ای برادر نماند بر کس دل اندر جهان آفرین بند و بس : دوری از دل بستن به دنیا (نزدیک شدن به خدا)

۱۳- جای سوزن انداختن نیست : شلوغی آن مکان

۱۴- جوانمردی که بخورد و بدهد به از عابری که نخورد و بنهد: جوانمردی که به دیگران کمک می کند بهتر از پارسایی است که نمی خورد و به دیگران هم کمک نمی کنند.

۱۵- جای شکرش باقی است.

ضرب المثل با حرف چ

۱- چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی: عاقل کاری را که پشیمانی به بار می آورد نمی کند.

۲- چو فردا شد فکر فردا کنیم: از حالا جوش فردا را نزنیم.

۳- چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده: با تجربه تر است.

۴- چغندر به هرات زیره به کرمون: هر چیزی به جای خودش.

۵- چیزی که عوض داره گله نداره: این کار به آن کار در.

۶- چاقو دسته خودش را نمی بره: خویشان و بستگان برای همدیگر ناراحتی تولید نمی کنند.

۷- چیزی بارش نیست: ساده لوح بودن.

۸- چیزی که از خدا پنهان نیست از بنده چه پنهان: جای مخفی کردن چیزی نیست.

۹- چشم بسته غیب می گوید: به کسی گفته می شود که از موضوع روشن و واضح خبر می دهد.

۱۰- چشمش آلبالو گیلاس می چینه: چیزی را به طور درست نمی بیند.

۱۱- چه خوش گفت آن تهی دست سلحشور جوی زر بهتر از پنجاه من روز.

۱۲- چو آید زپی دشمن جان شان بیند و اجل پای اسب دوان

۱۳- چوب به لانه زنبور کردن: کارهای خطرناک انجام دادن

۱۴- چو انداختن: جال و جنجال را انداختن.

۱۵- چو کردی با کلوخ انداز پیکار سر خود را به نالای شکستی.

ضرب المثل با حرف ح

۱- حساب حسابه ، کاکابرادر: مثل ، برادریمان سر جاش بزغاله یکی هفت صنار.

۲- حرف راست را باید از بچه شنید: صحبت درست را که کودک می گوید ، صحیح است.

۳- حسود هرگز نیاسود: از بخل و کینه به جایی نمی رسد.

۴- حق به حقدار می رسد: کار شایسته سزای آدم دستکار است.

۵- حرفهای گنده تر از دهنش می زنه: سخنان نامناسب زدن

۶- حالا که ماست نشد شیر بده: مقصودی معین ندارد.

۷- حاجی ، حاجی را در مکه می بیند: وقتی کسی وعده ای می دهد و می رود و مدتی از او خبری نمی شود چون او را می بینند چنین می گویند.

۸- حسود از نعمت حق بخیل است و بنده بی گناه را دشمن می داند: حسادت.

۹- حال در ماندگان کسی داند که به اصول خویش در ما ند: دردمندی.

۱۰- حادثه خبر نمی کند: اتفاقات پیش از آنکه بفهمیم روی می دهد.

۱۱- حلوا حلوا دهن شیرین نمی شه: با زدن حرف حلوا بدان که دهانت شیرین نمی شود.

۱۲- حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت: کار را بی موقع انجام دادن.

۱۳- حرف حساب جواب نداره: درست گفتن مسئله ای درباره حق کسی.

۱۴- حرف حق تلخه: درست گفتن هر حرفی را گویند.

ضرب المثل با حرف خ

۱- خرما از کرگی هم نداشت: بدشانس بودن.

۲- خودم کردم که لعنت بر خودم باد: مانند از ماست که بر ماست

۳- خانه به دوش: بی خانه بودن.

۴- خرتب می کنه: در فصل تابستان کسی که لباس گرم بپوشد.

۵- خر بیار و باقالی بار کن: در موردی گفته می شود که آشوب و معرکه بر سر موضوعی باشد.

۶- خدا از دهنت بشنوه: کاش همان شود که شما گفتین.

۷- خواب زن چپ می زند: در موری گفته می شود که خواب به تعبیرش خود باشد و بالعکس.

۸- خود را به موش مردگی زدن: در مورد کسی گفته می شود که در انجام کاری سستی می کند

۹- خوردن برای زیستن و دکر کردن است تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است

۱۰- خران و گاوان کار بردار به ز آدمیان مردم آزار

۱۱- خر که کمتر نهر بر وی بار بی شک آسوده تر کند رفتار

۱۲- خواب نوشین بامداد رحیل میل باز دارد سپاه از سبیل عاقبت بد خواب زیاد

۱۳- خاموشی ، به که جواب سخت.

ضرب المثل با حرف د

۱- دیگ به دیگ می گه روت سیاه: کسی که عیب دارد به دیگران طعنه می زند.

۲- در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است

۳- دل به دریا زدن: ریسک کردن.

۴- دل به دل راه داره: خبر داشتن از دوستی طرف

۵- در دوازه رو می شه بست ولی در دهان مردم را نمی شود بست: هر کاری بکنی مردم درباره ات حرف می زنند.

۶- دودو تا چهار تا: چیزی که واضح است.

۷- دشمن دانا به از دوست نادان: دانایی و فهمیدگی گرچه در دوست باشد ، خوب است.

۸- دیوار موش داره موشم گوش داره: حرف به گوش بقیه می رسد.

۹- در کار نکو حاجت هیچ استخاره نیست: در انجام دادن کار خوب فکر و تأمل کردن جایز نیست.

۱۰- دود از کنده بلند می شه: با تجربه بودن افراد مسن

۱۱- درخت هرچه بارش بیشتر می شود سر فروتر می رود. در ستایش فروتنی افراد دارای مقام ویا ثروت

۱۲- دروغی مصلحت آمیز به که داشتی فتنه انگیز

۱۳- دوست شمار آنکه در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی

۱۴- دشمن آن به که نیکی بینند : نیکوکاری حتی در حق دشمنان.

۱۵- داشتم فایده نداره از داریم بگو: از آنچه داشتی نگو بگو اکنون چه داری.

۱۶-دهنش بوی شیر می دهد: بی تجربگی فرد

ضرب المثل با حرف ر

۱- ریگ تو کفششه: منظور داشتن نقشه ی بدی در فکر

۲- روکه نیست سنگ پای قزوینه: پررو بودن.

۳- رفتم ثواب کنم کباب شدم: در برابر خوبی ، بدی دیدم.

۴- راه باز است و جاده دراز: کسی برای رفتن مانع نمی شود.

۵- روده بزرگه ، روده کوچکه رو خورد: وقتی که انسان خیلی گرسنه باشد.

۶- رنگش مثل گچ سفید شد: منظور کسی است که از چیزی ترسیده و رنگش پریده باشد.

۷- رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن: آرامش.

۸- روده تنگ به یک نان تهی پر گردد نعمت روی زمین پر نکند و بهره ننگ : قناعت

۹- رگ خواب کسی را به دست آورن. پیدا کردن نقطه ی ضعف کسی

۱۰- ریش در دست دیگران داشتن. اختیار در دست خود نداشتن

۱۱- رفت که ریش در بیاورد ، سبیلش را هم باخت: خواست وضع بهتری پیدا کند ، آنچه داشت از دست داد.

ضرب المثل با حرف ز

۱- ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزا: هنگامی گفته می شود که تعارف بی فایده و باعث رنجش دیگران می شود .

۲- زدیم و نگرفت : کسی که خود را به خطر بیاندازد و نتیجه ای نداشته باشد .

۳- زبانم مو در آورد : وقتی که کسی زیاد توضیح دهد و نتیجه نداشته باشد .

۴- زیر آب کسی را زدن : ‌کسی را نزد دیگری بی اعتبار کردن

۵- زیر کاسه ، نیم کاسه است : یعنی فریب و حقه ای در کار است .

۶- زردآلو را می خورد برای هسته اش: هر کاری را برای نتیجه اش انجام می دهد.

۷- زن به در سرای مرد نکو هم درین عالم است دوزخ او تأثیرخوب همنیشنی با افراد نیکوکار

۸-زیر رنج بود گنج های پنهانی:نتیجه دادن زحمات

 

برای مشاهده بخش دوم  اینجا کلیک کنید

1 نظر
  1. […] مشاهده بخش اول ضرب المثل ها اینجا کلیک […]

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.