دانلود کتاب و رمان،رمان عاشقانه،رمان ایرانی،رمان خارجی

زندگینامه و آثار استاد شهریار

211

زندگینامه و آثار استاد شهریار

زندگینامه و آثار استاد شهریار

سید محمدحسین بهجت تبریزی فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در روستای خوشکناب آذربایجان چشم به جهان گشود. وی متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل تبریز بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است و بنا به وصیتش در مقبرهالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند. وجه تسمیه این نام گذاری سالروز درگذشت شهریار است. او در خانواده ای متدین، بخشنده و اهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای عارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش اینشعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم حیدربابایه سلام را به زبان مادریش بیافریند. در سال ۱۳۲۸ هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا حاصل آن خاطرات است.

شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان صاف و بی آلایش آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. در سال ۱۳۳۱ هجری قمری پدرش او را برای ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب کرد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد. در سال ۱۳۳۲ هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربه می باشد.

در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه ۱۲۹۹ خورشیدی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده، و در سال ۱۳۰۰ توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفأل از حافظ می گیرد:

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم            روم به شهر خود و شهریار خود باشم

شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس سید حسن مدرس حاضر می شد.درسال ۱۳۰۳ وارد مدرسه طب می شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال ۱۳۱۳ و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی فوت می کند. او سپس در سال ۱۳۱۴ به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود.

شهریار شعر فارسی و ترکی آذربایجانی را با مهارت تمام می سراید و در سال های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود حیدر بابایه سلام را می سراید. گفته می شود گه منظومه “حیدربابا” در شوروی به درصد زبان های جمهوری های آن ترجمه و منتشر شده است.در تیر ماه ۱۳۳۱ مادرش درمی گذرد. در مرداد ماه ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند.به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند.

در حدود سال های ۱۳۴۶ آغاز به نوشتن قرآن، به خط نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز سهندیه را می سراید. در سال ۱۳۵۰ مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال ۱۳۵۴ داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند.

زندگینامه و آثار استاد شهریار

ماجرای عشق ناکام استاد شهریار

هوشنگ طیار، دوست و شاگرد و همشهری استاد شهریار درباره ی عشقی که نقطه عطف زندگی او و عاملی در روی آوردن شهریار به ادبیات است این چنین میگوید:

زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، همراه با مادرش در خیابان ناصرخسرو کوچه مروی یک اتاق اجاره می کند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه می شود. صحبتی بین مادران آن ها مطرح می شود و یک حالت نامزدی بوجود می آید. قرار می شود که شهریار بعد از اینکه دوره انترنی را گذراند و دکترای پزشکی را گرفت با دختر عروسی کند. استاد شهریار که رفته بود خارج از تهران تا دوره را بگذراند و وقتی برگشت متوجه شد، پدر دختر او را به یک سرهنگ داده است و آنها با هم ازدواج کرده اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی می شود و حتی مدتی هم بستری می شود و در این دوران غزل های خوب شهریار سروده می شوند.

طیار با بیان اینکه آن دختر بر خلاف شایعات فامیل شهریار نبوده و «عزیزه خانم» همسر شهریار فامیل او بوده است، اظهار داشت: بهجت آباد،سابق بر این تفرج گاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش آنجا می رفت. بعد از اینکه دختر ازدواج می کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو می شود و این غزل را آنجا می سراید:

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

طیار در ادامه میگوید: بهترین شعر ترکی را شهریار گفته و کاش با شهرتی که شهریار داشت اشعار فارسی را هم به اندازه اشعار ترکی اش چنین زیبا می سرود. حیدر بابایه در ادبیات بی نظیر است، ولی به ترکی است. اگر هم بخواهیم آن را به فارسی ترجمه کنیم لذت و زیبایی اش را از دست می دهد. مسائلی است که در ترجمه منتقل نمی شود. مثلا برخی از ضرب المثل های ترکی را فارسی زبانان نشنیده اند و شهریار این ضرب المثل ها را عینا به ترکی آورده و تازه وقتی هم که ترجمه شود، خواننده چون آن را نشنیده، از آن نمی تواند لذت ببرد.

طیار ادامه داد: اشخاصی که مدتی از زندگی خود را در دهات بسر برده اند، خیلی بیشتر از اشخاصی که در شهر بزرگ شده اند، حیدر بابایه را درک می کنند. شهریار زمانی در پای کوه حیدر بابایه زندگی می کرده و درنتیجه خاطرات کودکیش را با خاطرات روستا درآمیخته که بخش است. این شاعر که شعر را در مکتب عملی نزد شهریار آموخته، درباره اینکه چرا بیشتر اشعار شهریار در قالب غزل سروده شده، عنوان کرد: شهریار به جز غزل، قصیده، مثنوی و چند شعر نیمایی هم دارد. «ای وای مادرم» یا «پیام به اینشتین» از شعرهای نیمایی اوست و این شعر پیام به اینشتین را وقتی آدم می خواند از بمب اتم متنفر می شود. شهریار در جلد سوم دیوانش منظومه ای بلند در معرفی مفاخر ایران می گوید و از شعرای قدیمی و معاصر یاد می کند. حتی راجع به نیما می گوید:

به خود گذشته و بگذریم از نیما

که تا فسانه اش از ما و بعد از آن بی ما

کمی ظاهرا از نیما بعد از آنکه او سراغ شعر بی وزن رفته بود روگردان شد. و ارادت زیادی به نیما به خاطر شعر «افسانه» داشت.در این منظومه نامی هم از من می کند. آن موقع من افسر شهربانی بودم و شهریار می گوید:

به شهربانی کشور که شهرت طیار

سخنوری است به ذوق و قریحه سرشار

سیری در آثار استاد شهریار

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند. منظومه «حیدر بابا سلام» در سال ۱۳۲۲ منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت. حـیـدر بابا نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.

منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.

اشعار استاد شهریار

عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌ السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.او در مدح پیامبر اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم می فرماید:

 

ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد        ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد

بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی               پرنده پر نتوان زد به بام محمد

به کارنامه منشور آسمانی قرآن              که نقش مهر نبوت بود بنام محمد

***یاعلی***

مستمندم بسته زنجیرو زندان یاعلی          دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی

بندی زندان روباهانم ای شیر خدا             می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی

***علی ای همای رحمت***

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا         که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین        به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن          که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

***در مدح حضرت سید الشهدا علیه‌ السلام***

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین         روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست         مروه پشت سرنهاد اما صفا دارد حسین

سبک استاد شهریار

اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است. عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد.محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا: مومیای و افسانه شب به نظر میرسد.

 در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست.قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است.شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست.

شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست. تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است.اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از اشعار گویندگان قدیم مجزا می‌کند. مرحوم استاد سید محمد حسین شهریار تبریزی در ۲۷ شهریور ماه سال ۱۳۶۷ در تهران درگذشت و پیکرش در مقبره الشعرای تبریز در جوار عارفان و ادیبان به خاک سپرده شد که این روز با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی ” روز ملی شعر و ادب ” نامیده شده است.

| زندگینامه و آثار استاد شهریار |

لینک کوتاه این مطلب: https://goo.gl/W2NQm6

زندگینامه و آثار استاد شهریار

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.