دانلود کتاب و رمان،رمان عاشقانه،رمان ایرانی،رمان خارجی

دانلود کتاب صدای بال سیمرغ

37

دانلود کتاب صدای بال سیمرغدانلود کتاب صدای بال سیمرغ

نام کتاب: صدای بال سیمرغ

نویسنده: عبدالحسین زرین کوب

انتشارات: سخن

سال نشر: ۱۳۷۹

حجم: ۷,۳۲ مگابایت

تعداد صفحه: ۲۳۶

معرفی کتاب: زنده‌ یاد استاد عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب صدای بال سیمرغ، با نثری استوار، زندگی عطار نیشابوری را ـ همراه با توصیفی از اشعار او ـ به تصویر می‌کشد. نویسنده در گفتار نخست با لحن خطابی، برخی مختصات روزگار عطار را برمی‌شمارد و تفاوت آن را با قرون متمادی یادآور می‌شود. وی در دومین بخش کتاب، محیط پر تشنج عطار را معرفی می‌کند و ضمن آن این نکته را متذکر می‌شود: «دنیایی که عطار در آن می‌زیست از دنیای آرمانی‌اش فاصله بسیار داشت. در آن ایام دیگر طریقه قدما از یاد رفته بود.» شرح و تبیین احوال عطار، ویژگی اشعار او، کند و کاو در مثنوی‌های شاعر و سرانجام جست و جو در حالات روحی و تصوف عطار کاری است که در این اثر نمود بارز یافته است. استاد زرین‌کوب در بخشی از کتاب خاطر نشان می‌کند: عطار، با آن که تمام مثنویاتش شعر تعلمیی است داعیه تربیت یا تعلیم اخلاق ندارد. موعظه او ارائه راه‌هایی است که سالک را در سیر الی‌الله کمک می‌کند و به او امکان می‌دهد تا هر قدر ممکن است از دنیای مادی فاصله بگیرد و به دنیای روحانی نزدیک شود. هر چه تعلق خاطر انسان را به عالم جسمانی کم کند او را به عالم روحانی نزدیک می‌دارد.

بخشی از کتاب: عطار! عطار پیر بعد از سالها همدلی و دلشناختگی حالا می‌بینم هر روز بیش از پیش دنیای من و احساس و اندیشه ای که بر آن حاکم است از دنیای تو و آرمان و اندیشه ای که در آن فرمانرواست دور و دورتر می‌شود. با وجود سالها آشنایی احساس می‌کنم هنوز فاصلۀ بسیاری ما را از یکدیگر جدا می‌کند. اکنون، قاف وحدت که سرحد دنیای ماورای حس است قله‌هایش در مه و برف فراموشی محوست. صدای بال سیمرغ را که پرافشانی او نشان عزلت گزینی از دنیای ماست دیگر هیچ کس نمی‌شنود. غیر از تو که آن را می‌شنید و که آن را تکرار می‌کرد؟ چه قدر از دنیای ما فاصله گرفته‌ای؛ عطار! با این همه نزدیکی چقدر از هم دور مانده‌ایم. آشنایی ما هم به سالهای دور می‌رسد- سالهای دور اما نه این قدر دور که امروز احساس می‌کنم. اولین برخورد ما کی بود؟ در آن سالهای خرسندی و خوش خیالی‌های عاری از دغدغه در اطراف من هر چه بود معجزه بود؛ آسمان که بالای سر انسان معلق بود و زمین که در فضا حرکت می‌کرد معجزه بود، آبشار و نسیم و شکوفه و درخت و ستاره و هر چه بود معجزه بود. مادر معجزه بود، پدر معجزه بود، و پدر بزرگ پیر که حرفۀ تو را پیشه کرده بود نیز معجزه بود. تو نیز در همان اولین برخورد که در منظومۀ کوتاه بیسرنامه ات با من کردی معجزه ای واقعی بودی. معجزه بودنت را نمی‌توانستم باور نکنم و انسان بی‌سر که شعر بگوید و راه برود و از درد و عشق خدا نغمه سرکند برایم معجزه‌ای زیبا بود. هنوز هشت نه سال بیشتر نداشتم و در همان سالهای دور بود که بیسرنامه‌ات مرا مجذوب تو ساخت. یادت هست عطار؟ البته یادت نیست چون تو در آن وقت سر نداشتی و من که با جان و دل یک کودک خردسال، به معجزه‌های بیسرنامه دل بسته بودم و آن را از بر کرده بودم، هرگز تو را با سر ندیدم، پس آن پیشانی بلند درخشان که می‌بایست این تن بی سر اما زنده و تپنده را هدایت کند چه می‌شد؟ با این مثنوی کوتاه آکنده از افسوس و حسرت بود که با تو آشنا شدم و آن را باور کردم. اما تو آن را باور نکردی، چون بیسرنامه مال تو نبود. طی سالهای بعد، در هر فرصتی که دست داد کتاب‌های دیگر را که نام تو روی آنها بود خواندم- هیلاج نامه، جوهر الذات، مظهرالعجایب، پندنامه، گل و هرمز ، و چقدر طول کشید که دریافتم آنها هم از تو نیست. خوب شد که اینها از تو نیست. اگر بود که می‌توانست اتهام پرگویی و بیهوده گویی را از تو رفع کند؟ اما آن چه مال تو بود، عطار پیر، برایم آموزنده، مایۀ لذت و موجب تأمل و عبرت بود. منطق الطیر را بارها خواندم، چاپ‌های بازاری مصیبت نامه، الهی نامه اسرارنامه‌ات را بارها با لطف و لذت خواندم. چه زبانی! چه بیانی. بارها از قصه‌ای کوتاه یا از موعظه ای تأمل‌انگیز غرق لذت یا غرق حیرت شدم.

معرفی نویسنده: عبدالحسین زرین‌کوب در ۲۷ اسفند سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد. خانوادهٔ او اصالتاً خوانساری بودند. وی از نوادگان ملا علی‌اکبر خوانساری بوده‌ است. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد. تحصیل در دورهٔ متوسطه را تا پایان سال پنجم متوسطه در بروجرد ادامه داد و به‌دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر، برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت. این بار رشتهٔ ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستان‌های خرم‌آباد و بروجرد پرداخت. در این دوران، درس‌های مختلف از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی تا عربی و فلسفه و زبان خارجی را تدریس می‌کرد. در همین دوره، نخستین کتاب او به نام فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران در بروجرد منتشر شد.در سال ۱۳۲۴، پس از آن‌که در امتحان ورودیِ «دانشکدهٔ علوم معقول و منقول» و «دانشکدهٔ ادبیات» حائز رتبهٔ اول شده‌بود، وارد رشتهٔ ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷، دورهٔ لیسانس ادبیات فارسی را با رتبهٔ اول به پایان رساند، و سال بعد وارد دورهٔ دکتری رشتهٔ ادبیات دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۴ از رسالهٔ دکتریِ خود با عنوان نقدالشعر، تاریخ و اصول آن، که زیرنظر بدیع‌الزمان فروزانفر تألیف شده‌بود، با موفقیت دفاع کرد. دکتر زرین‌کوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عده‌ای از فضلای عصر، همچون محمد معین، پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب خویی برای مشارکت در طرح ترجمهٔ مقالات دائرهالمعارف اسلام (طبع هلند) دعوت شد.

از سال ۱۳۳۵ با رتبهٔ دانشیاری کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهده‌دار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکده‌های ادبیات و الهیات شد. دکتر زرین‌کوب چندی نیز در «دانشسرای عالی تهران» و «دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک» به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۴۱ به بعد، در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاه‌های آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان، و در سال‌های ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به‌عنوان استاد میهمان در دانشگاه‌های کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.دکتر زرین‌کوب در سال‌های ورودش به دانشکده، با خانم “قمر آریان” آشنا شد. قمر آریان، در گفت‌وگویی که در سال ۱۳۸۳ در روزنامهٔ جام جم چاپ شد، تعریف کرد که آشنایی آن‌ها در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافته‌ بود، تا آن‌که سرانجام عبدالحسین زرین‌کوب، که سی‌ساله شده‌ بود، از آریان خواستگاری کرد. به گفتهٔ خودش، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، شنید که پدرش به‌خوبی با زرین‌کوب آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما فکر می‌کرده که نویسندهٔ آن مقالات باید مردی ۵۰ ساله باشد. آریان و زرین‌کوب در سال ۱۳۳۲ با هم ازدواج کردند و تحصیلات خود را در مقطع دکتری نیز ادامه دادند (زرین‌کوب نفر اول و آریان نفر دوم در کنکور دکتری بود). و پس از فارغ‌التحصیلی، سال‌های سفرشان آغاز شد. قمر آریان سال‌های بسیاری را همراه با همسرش در هند، چندین کشور اروپایی و عربی و لبنان گذراند. ازدواج آریان و زرین‌کوب نظیر ازدواج سیمین دانشور و جلال آل‌احمد فرزندی به‌دنبال نداشت. دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در ۷۷سالگی در تهران درگذشت.

زرین‌کوب در تاریخ‌نگاری نگاهی همه‌جانبه داشت و سعی می‌کرد هیچ جنبه‌ای از تاریخ را مسکوت نگذارد. زرین‌کوب نامی است که به احترام آن باید از جا برخاست. مردی که ادبیات فارسی و نقد ادبی را متحول کرد. آثارش سرشار از اطلاعاتی است که هر پژوهشگری خواه ناخواه باید به آن مراجعه کند. مردی که اطلاعات عجیب و گسترده‌اش در حوزه‌های ادبیات، فلسفه و تاریخ انسان را دچار شگفتی می‌کند. اینکه یک شخص بتواند در تمام این علوم استاد باشد، اتفاق عجیبی است که ناخودآگاه انسان را دچار این غرور می‌کند که چه خوب، این مرد بزرگ هموطن من است! نام عبدالحسین زرین‌کوب چنان با ادبیات و تاریخ و عرفان و تصوف سرزمین ما گره خورده که حتی برای کسانی که هیچ سررشته‌ای از ادبیات ندارند نیز نامی آشناست. مردی که عمر خود را صرف پژوهش‌های ادبی، تاریخی و فلسفی کرد تا میراثی بزرگ برای فرهنگ و ادب ما بر جا بگذارد. آثار پژوهشی او در مولاناشناسی، حافظ‌شناسی، عرفان و تصوف و نقد ادبی در جهان کم‌نظیر است. دکتر زرین‌کوب کتابی تحت عنوان دو قرن سکوت درمورد حوادث و اوضاع تاریخیِ ایران در دو قرن اول اسلام (از حملهٔ عرب تا ظهور دولت طاهریان) نگاشته و در سال ۱۳۳۶ در چاپ دوم کتاب به بسیاری از سؤالات مطرح‌شده توسط منتقدان و نیز شبهات وارده بر مطالب چاپ اول کتاب پاسخ داده‌ است. در مصاحبه‌ای که عطا آیتی دو سال قبل از درگذشت زرین‌کوب با او داشت، زرین‌کوب در پاسخ به سؤال “کدام‌یک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟” کتاب دو قرن سکوت را نام برد.مطالعه این کتاب ارزشمند را از دست ندهید.

 

دانلود کتاب صدای بال سیمرغ

این کتاب جهت آشنایی بیشتر شما با متن کتاب به صورت فایل PDF تهیه شده است. خواهشمندیم جهت حمایت از نویسنده و ناشر و مترجم و همچنین بالا رفتن سرانه و فرهنگ مطالعه نسخه چاپی کتاب را تهیه فرمایید. این کتاب توسط انتشارات سخن به چاپ رسیده است.

توجه: لینک دانلود این کتاب به درخواست صاحب اثر حذف خواهد شد.

لینک کوتاه این مطلب: https://goo.gl/6636St

آیا میدانستید؟

ایرانی ها در هر روز کمتر از ۱۵ دقیقه کتاب میخوانند؟ کتاب را نخوانید که بخوابید، کتاب را بخوانید که بیدار شوید.کیفیت زندگی شما را دو چیز تعیین می کند: کتابهایی که می خوانید و انسانهایی که ملاقات می ‌کنید.

با #جنبش-کتابخوانی-نودهشتیها روزانه ۱۵ دقیقه مطالعه مهمان ما باشید(کتابخانه نودهشتیها)

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.